۱۰ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

دو قدم دلهره دارم، دو قدم دلتنگ م...

من آن خلبانِ در حالِ سقوطِ مغرورم

که پیش از سقوط

خودش را پرت کرده...


+نشد از یاد برم خاطره ی دوری را/ باز هرچند رسیدیم به هم، دلتنگ م...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

گنجیشک لالا، مه تاب لالا...

وقت تَنگ است
و من باید برسم
که به اندازه ی یک عمر
دوستت بدارم
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

تبریک جات

1. صداهایی شبیهِ عزاداری از پنجره ی آشپزخونه شنیده می شه.
دستِ خودشون نیست! بعضی از جماعت هیئتیون محترم مولودی شون هم مثلِ عزاداریشونه!

2. میگفت پسره مداح بود، شبِ عروسیش رفقاش اصرار کردن بره بخونه، اول با مولودی شروع کرد بعد رسید به درآوردن لباس و سینه زدن و خود زدن و گریه و شیوَن و زاری! :))

3. درمانگاهِ یورولوژی که استاد کارشون اکثرا جراحی مجاری ادراری و کلیه ی اطفال هست:
استاد رو به پسر بچه ها: با دخترا بازی نکن!
به دختر بچه ها هم می گفتن: با پسرا بازی نکن!
البته به آقای جوونِ مجردی که مشکلاتی در زمینه ی روابطِ زناشویی داشتن، چیزِ خاصی نگفتن!


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

دقیقا کجایی؟!

مورد های خوب هم هست بینِ این جلساتِ زنانه ی مذهبی،

اما...

امان از خانم های سخنرانی که عملا باید بهشون گفت:

 !?what's your phase

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

اول بار، با dial up کانِکت شدیم...

-: دستت را بگذار روی مانیتور
-: دستم را می گذارَم روی مانیتور
...

+گفت: چهنم که از دست های تو داغ تر نیست، هست؟
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۲
فاطمه دریایی

ایـــــmade inـــــران

فصل بهار و کسالتِ بهار و منِ کِسِل! که تنها کسی هستم که بعد از حضور و غیاب های کلاسای جراحی می تونم برم خوابگاهِ بیمارستانِ سعدی و یک ساعت بخوابم!

توی خوابگاهِ پزشکانِ بیماستان سعدی خواب بودم که عارفه و مرضیه اومدن و با دیدنِ منِ ولووو شده روی تخت شروع کردن به خندیدن! منم همچنان درِ فازِ خواب و بیداری بودم!

عارفه: گوشیم خراب شده، باید یه گوشیِ جدید بخرم

مرضیه: اوهوم

من (توی خواب) : خارجی نخرررر! ایرانی بخرین، به اقتصادِ ملی کمک کنیــــــــــــ (این ینی دوباره رفتم تو فازِ خواب!)

مرضیه و عارفه: پووووووووووووووووووووووف

خب دیگه هرکسی جای من بود با صدای هِرهِر و کِرکِر شون بیدار می شد!


+گوشیِ خوشگلِ جی ال ایکس م آخر اردیبهشت میرسه انشاءالله :)

+خارجی نخرید لطفا، خارجی نخرید تو رو خدا...آغا التماس می کنم خارجی نخرید... هرچیزی می خوایم رو می تونیم حتی بهترشو از جنسای ایرانی تامین کنیم...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

با کلاس!

بابام یه همکاری داشتن که کارشناسی ارشد زمین شناسی داشت، یادمه همه تو اداره شون بهش می گفتن آقای "مهندس"! و من همیشه به بابام می گفتم زمین شناسی رشته ی مهندسی نیست!

حالا اصلا کاری به جهت های مختلف سیاسی ندارم، اینکه به کی رای می دم هم فقط طبق بررسی کلی هست که از عملکرد نامزدهای انتخاباتی داشتم، اما

عزیز، دوست، دکتر، مهندس! کارشناسی رشته ی زمین شناسی و کارشناسی ارشد رشته ی مدیریت، به روحِ برجام، به جانِ اوباما، اصصصلا مهندسی نیست! لطفا قبل از اسمِ نامزدتون ننویسید "مهندس"!

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

شیرازیسم :)

من: آقای دکتر برا من روپوش سایز 40 سفارش بدین

نماینده: مگه دیروز نگفتین 38؟ سایزتون 40 شد؟!

من: نههههههههه!!!! سایزِ من 40 نشده ایندفعه روپوشا رو تنگ تر دوختن O_o


+خب من آدم تنوع طلبی ام! تغییر سایز هم اصلا به رژیم و پرخوری ربطی نداره و فقط برا تنوعه!

+اینکه حوصله ندارم پستِ طولانی بنویسم هم، فقط از سرِ تنبلی و بی حوصلگی ست! ثابت شده من از بدو تولد ژنومِ "شیرازی" داشتم!

+استاد تقی پور (جراح مغز) هم امروز سرِ کلاس فرمودن: اصلا فکر نکنید ساعاتی که می خوابید وقت تلف کردید :) منم حرفشونو گوش کردم امروز بعد از ظهر 3 ساعت خوابیدم!!! :دی

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

پیــــوند

استاد ملک حسینی سر کلاسِ جراحی:

پیوندِ کبد، اسب ه! نجیبه، فقط پیوندش کنید خودش کارشو میکنه!

پیوندِ کلیه، الاغ ه! :دی

پیوندِ پانکراس، قاطره! :|


+بقیه ی استادا هم چیزای خوبی میگن ولی حیف که من خوابم!

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

مثلا

"زود می گذرد"
یعنی :
هرچقدر هم سخت باشد، عادت می کنی...
۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه دریایی