۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

دخیل می بستم به دستگیره ی در...

می آیند و می روند آدم های لنگه به لنگه ی این شهرِ پُر سر و صدا در حالی که تو در قلبِ بی رمقِ شهر تنها به انتظارِ اتفاقی نشسته ای که پاییز پاییز رسیدنی نمی شود و در دامنِ گلدارِ گل اناری ات نمی افتد...

همین!


+دست که می بردی به کوله بار سفر...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه دریایی