آنقَدَر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...

پرده ی اول:

تصمیم گرفته روزه هاش را امسال ادا کند، سرِ آن عهد و نذری که با خدا بسته بود و حاجت گرفته بود، روسری اش را جلوتر کشیده، نمازهایش را هم چند هفته ای ست سرِ وقت خوانده... عهد کرده با اعتکاف شروع کند...

پرده ی دوم:

-: دخترم، خدا را شکر، زود رسیدیم بهت، دکترت گفت روزه برایت خطرناک است، گفت تا آخر عمرت نمی توانی روزه بگیری...


۹۵/۰۱/۲۶ موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۳)

..😐.. مـ ـهـ ـیـ ـار
و ناگهان چهقدر زود دیر می شود ...
و چه غمی ...
چه خوبه که ادم این طوری نذر کنه ...به یه حاجتی برسه بعد خودشم به خدا نزدیک تربشه
هر کی هست خوش به حالش ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی