تُنگِ تَنگِ آن ها!

در مقطع بالینی در بیمارستان یک نفر هست که بهش می گویند "اتند" یا همان "استاد" خودمان! حالا بگذریم از اینکه باید رتبه های برتر فلوشیپ باشد یا چه و چه که به همچین رتبه ای برسد، اما توی راندهای پزشکی که احتمالا دیده اید _همان وقتی که همراه مریض را از اتاق بیرون می اندازند_ همین اتند گرامی هستند که تیچینگ می کنند! بعد یک گردان رزیدنت (دانشجوی تخصص) و اینترن و اکسترن و استیودنت مثل جوجه اردک دنبالشان راه می روند!

کاری ندارم به اینکه روز اولی که وارد بیمارستان شدیم بهمان گفتند اینجا مثل پادگان است و هیچ کس حق ندارد روی حرف مقام بالاترش حرف بزند، حتی تر کاری ندارم به اینکه اینجا گاهی پرستار ها هم مقام بالاتر به حساب می آیند! تنها می خواهم بگویم همه چیز به اتند بستگی دارد و رزیدنت ها! اتند حتی می تواند گاهی سر راند هایش حرف های سیاسی بزند یا از عقاید دینی بگوید یا حتی تر گاهی بگوید حواستان باشد همراه مریضی نباشد که حرف های مجلسمان بین خودمان بماند! (البته بحثم کلی گویی نیست و مشت نمونه ی خروار نیست، و در کل تعاریف من حاکی از بد یا خوب بودن کسی نیست)
خلاصه اینکه معلمی ست دیگر، ارزشمند ترین کار دنیا حتی ارزشمند تر از پزشک بودنِ استاد. و معلم است که ذهن دانشجو را می سازد.
از همه ی این ها بگذریم، اتندی دیدم که می گفت: دانشجوهای من، هر کدامتان به سهم خودتان جامعه را بسازید، آن روز من گفتم: می شود استاد؟ دیر به ثمر می نشیند... گفت: حتی اگر خیلی طول بکشد، حتی اگر به نسل ما نرسد، حتی برای آیندگان...
و اتندی دیدم که می گفت: این جامعه مثل جوی آب فاسد است! فقط باید دماغت را بگیری و از کنارش سریع رد شوی...بعد هم تاکید کرد که دوست دارد برود "آن ور آب"! و اصلا حیف نیست که فرزندانش "این ور آب" در این جامعه ی فاسد بزرگ شوند؟! این بار من گفتم: استاد نمی شود خودمان بسازیمش؟ گفت: نه! با قطعیت گفت...گفت لا اقل تا سی سال آینده نمی شود... بعد هم انگار از حجاب من ترسیده باشد زود بلند شد و رفت! به شوخی هم گفت بروم تا خانم دکتر مرا لو نداده!
و هنوز برایم سوال است که همتمان بلند باشد یا نباشد؟! بسازیم یا نسازیم؟! برویم یا نرویم؟!
یا اصلا آیا ظاهر هرکس نماد عقیده ی او هست یا نه؟! آیا منی که حجاب دارم عقیده ی مذهبی ام از حجابم مشخص است؟ آیا او که حجابش ناقص است هم عقیده ی مذهبی اش ناقص است یا ندارد؟!
بعد ترش آیا کسی که اعتقاد دارد جامعه اش بخاطر دروغ و ریا و زیرآب زدن و اسرار بر ملا کردن به فنا رفته، و می داند در اسلام همه ی این کارها حرام است، و بر اساس تشخیص ظاهری اش مرا معتقد به اسلام می بیند، چرا تصور می کند من "لو" ش می دهم؟!

این همه نوشتم برا همین چند تا سوال آخر :)
۹۴/۰۹/۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۳)

ماه پیشانو
دلم خواست به جای اخرین پستت توی اولین پستت کامنت بزارم.....
وبلاگت یه حالی بود برام....
یه حال نزدیک خوب....
مرسی خانوم دکتر امیدوارم تو زندگیت موفق باشی و بتونی سهم خودتو برای ساخت جامعه ی آینده ادا کنی....
۱۸ دی ۹۴، ۱۶:۴۹
پاسخ:
خدا رو شکر از بابت حال نزدیک به خوب
ممنون
ماه پیشانو
نه حال نزدیک به خوب با حال نزدیکِ خوب فرق داره بانو
حالِ نزدیک خوب یعنی حسِ خوب ِنزدیکی روحی و فکری و احساسی:)
۱۸ دی ۹۴، ۱۷:۲۰
پاسخ:
ببخشید از اشتباه در برداشتم :)
ماه پیشانو
اشتباه در نوع نوشتار من بود بانو:)
۱۸ دی ۹۴، ۱۷:۲۲
پاسخ:
:)
به هر حال خوشحالم از این حسِ نزدیک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی