انکحتُ عشق را و درخت انار را/زوجتُ سیب را و تمام بهار را

گفته بودند اگر «دهم» بنویسند بهتر است، آخر میلاد، دهم بود، گفته بودند شاید دولت بخواهد به زوج های -دهم عقد بسته- وام بدهد! اما اصلش را بخواهید، نهم بود! شبِ دهم! همان شب که باقی محرمیت موقت را پشتِ درِ محضر بخشید و دیگر دستم را نگرفت! همان شب که توی گوش‌م راز نجوا کرد...

و هم‌راز شدیم...

+میان عاشق و معشوق رازی‌ست...

++رازِ خود به کس نگفتم/ مهرت را به دل نهفتم...

+++گفتم اگر هزار بار دیگر دوباره زاده شوم، چشم‌بسته دست های تو را خواهم گرفت...

۹۵/۱۱/۰۹ موافقین ۲ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۴)

خب از متن بر میاد که سالگرد ازدواج تون با آقا محمدهادی است :)
تبریک ما رو پذیرا باشید.
به ایشون (یار دیرین دیرین ما) هم سلام برسونید.

۸ اسفند ۹۵، ۱۰:۲۵
پاسخ:
ممنونم، چشم
مبارکتان باشد.... :)
۸ اسفند ۹۵، ۱۰:۲۵
پاسخ:
ممنون :)
محمدهادی علی بابائی
:)
شبِ شعر...
۸ اسفند ۹۵، ۱۰:۲۶
پاسخ:
شبِ با تو بودن، تنها شب شعر من است...
مهدی صنعتی
پای هم پیر شین الهی!
۸ اسفند ۹۵، ۱۰:۲۶
پاسخ:
متشکرم حاج آقا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی