نیامدی و نچیدی انار سرخی را/ که ماند بر سرِ این شاخه تا زمستان شد...

انتظار یا تو را می سازد یا از تو دیگری می سازد... یک دیگری که برای دیگران ناآشناست!

انگار کن روزها بنشینی با خودت فکر کنی کدام راه را برای رسیدن هنوز نپیموده ای؟ بعد ببینی گیر کرده ای بین اینهمه راهِ نرفته ی مجهول که هیچ کدام به مقصد نمی رسند الّا یکی!

حالا فقط دو راه برای پیمودن داری، یا بند کفش ت را محکم ببندی و بزنی به جاده... یا از ترسِ پیر شدن توی جاده همینجا بنشینی و یک عمر حسرت بخوری... انتظار، همان راهِ رفتنی ست، اگر انتظار را نکِشی، می کِشَدت...می کِشَدت تا همان حسرتِ ناتمام...

انتظار از من، دیگری ساخته... همان انتظارِ سختی که با خودم کِشیدم تا فرداها...

+خواهم رسید.



انتظار

راه

۹۴/۱۰/۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۲)

هم آیاتی
سلاااااام، اومدم این جا و خواندمت فاطمه جــــــانم!
قلمت مستداااااااام بانوی حاجاقا!
۴ دی ۹۴، ۱۹:۴۸
پاسخ:
ممنون هم آیاتی :)
مهدی صنعتی
سلام
بند کفش تان همواره محکم

۴ دی ۹۴، ۲۰:۴۴
پاسخ:
ان شاءالله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی