همه چیز از اینجا شروع شد

همیشه همه چیز از یک زن شروع می شود!

اولِ اولش را بخواهید، توِ دانشجوی پزشکیِ بدبخت -که هیچ کس به سلامتی اش اهمیت نمی دهد- هر صبح باید بروی بالای سر مریض! حالا تصور کنید این مریض، مشکوک باشد به آنفولانزای H1N1 ! و تو، هم واکسن آنفولانزا زده باشی و هم هر روز ماسک بزنی! بعد یکهو دو روز مانده به امتحانِ آخر بخش، به سرفه می افتی و بعد هم تب بالا! کم کم هم بدن درد و سر درد و حالت تهوع هم اضافه می شود! ولی در روز امتحان، مجبوری با تب و لرز بروی بنشینی سر جلسه، که چه؟ که قانون اجازه ی حذف امتحان را نمی دهد!

بگذریم از اینها، هفته ی آخر دی که از شش ماه پیش برای تعطیلی اش نقشه کشیده ای، که بروی خانه ی خواهرت، هم رسیده! مادرت هم از خاله شنیده که فاطمه تب دارد! حالا اصلا برایش مهم نیست که چقدر بگویی: نیا پیش من، به تو هم منتقل می شود! می آید و تو را می برد شهرستان!

فردا مادر سرفه می کند، برادرت هم که با برادرزاده ات آمده اند خانه ی مادر، هم... همه تب می کنند و الخ!

بعد می گویی بیا بی خیال شویم و نرویم خانه ی خواهر! مادرت زنگ می زند به شوهرخواهرت، ولی او می گوید بیایید! می روی بوشهر خانه ی خواهرت، با حفظ نکاتِ بهداشتی! خواهرت روزِ آخری تب کرده...امروز هم خواهرزاده ی دو سه ساله ات توی بیمارستان بستری ست...

فردا هم بخش اطفال شروع می شود و من، تا کنون، آبله مرغان نگرفته ام...


۹۴/۱۰/۳۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۷)

انارماهی : )
من بیست و دو سالم بود که گرفتم و چه زجری کشیدم وسطِ امتحانای دانشگاه، مثلِ کابوس بود
۳۰ دی ۹۴، ۱۱:۴۸
پاسخ:
من از وقتی یادم میاد همیشه موقع امتحانا مریض می شدم!
مهدی صنعتی
این جور که معلومه هم خوب مردم رو درمون می کنن و هم  به صورت گسترده مریض...
۳۰ دی ۹۴، ۱۵:۱۳
پاسخ:
دومی رو بیشتر از اولی!
انــــــ ـار
آخی!
چشم به راهم ...
ای بابا
چه سریالی :|

خیر باشه
۳۰ دی ۹۴، ۲۱:۱۹
پاسخ:
که مَپُرس!
ممنون
ماه پیشانو
عجب! بند و بساطی داشتی بانو....
ولی کیه که گوش بده به حرف....همیشه اسما تو فامیل خانوم دکتری ولی وقتی حرفی میزنی میگن این دکترا هیچی حالیشون نیست و کار خودشونو میکنن!:/
۵ بهمن ۹۴، ۲۲:۲۵
پاسخ:
دقیقا!
اگر شوهرتون ادم دوراندیشی بود با برنو خلاصتون میکرد.
اینقدر تلفات مقرون به صرفه نبود!
😁
۵ بهمن ۹۴، ۲۲:۲۴
پاسخ:
باید ببینیم "تلفات" از نظر شوهر من چیه...!
نکنه منم از شما وا گرفتم؟:دی
۵ بهمن ۹۴، ۲۲:۲۳
پاسخ:
در این حد دور بُرد نبود!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی