کوتاه آمده باشی...

بار و بُنه ام را ببندم، به حد ضرورت، یک قوریِ کوچک و چند دانه سیبِ سرخ و یک هوا کاغذِ کاهی، بروم یک گوشه خلوت کنم و به اندازه ی تمامِ کاه گِل های دیوارِ باغ های انار، بنویسم... یادم باشد با خودم مداد نبرم... قلم ها فریاد می زنند و من، می خواهم آهسته بنویسم...

آهسته بیایی سمتِ باغِ انار، صورتم را بگذاری کفِ دستت، حس کنم دست هات بوی کاغذ کاهی می دهد...بوی کاه گل های دیوارِ باغ انار... نگاه ت کنم و ببینم دیوار شده ای، دیوارِ کاه گلی... همان قدر قهوه ای، همان قدر خیس، همان قدر کوتاه...

۹۴/۱۰/۱۶ موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۳)

قشنگ بود:)
بامزه
۱۷ دی ۹۴، ۲۱:۰۱
پاسخ:
:)
همان قدر پرخاطره ...
۱۷ دی ۹۴، ۲۲:۱۴
پاسخ:
همان قدر...
سلام
خداقوت:)
۱۸ دی ۹۴، ۱۲:۰۱
پاسخ:
سلام
ممنون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی