یک شهر تا به من برسی عاشق ت شده ست...

سیبِ سرخ، حرمت دارد...

باید به دَرکِ سیب سرخ رسید... باید اول دست بکشی روی تنِ سرخش، انگارکن داری گَردِ چراغ جادو می تکانی! چشم هات را ببندی و با تمامِ وجودت، عمیــــق ببویی اش، بعد یک زخمِ کوچک بیندازی به تن ش، سیبِ سرخ وقتی زخم می خورد، عطرش می پیچد، بو بکشی عطرِ عاشقانه اش را...

همیشه از اولین گازی که به سیبِ سرخ می زنم، حواس م هست آهسته تمامش کنم، حواسم هست با یک پُکِ عمیق، حیف ش نکنم، آهسته بو می کشم که نشئگی اش بماند...

+ من فکر می کنم مادرم داشت سیبِ سرخی بو می کشید که من متولد شدم...

۹۴/۱۰/۱۸ موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه دریایی

نظرات (۵)

اصلااز وقتی خودم را می شناسم که سیب سرخ را شناختم،که دانستم حرم مولاهم بوی سیب سرخ بهشتی می دهد...
سیب
سیب سرخ
سیب سرخ بهشتی
سحر گاه حرم کرب و البلاء
او هم وقتی زخم حورد همه عالم  مست تولایش شدند...
یا ابا عبدالله...
۱۸ دی ۹۴، ۱۳:۴۱
پاسخ:
او هم وقتی زخم خورد عطرش پیچید...
مهردخت ایرانی
بسم الله
سلام!
دقیقا درک مشترکی دارم از سیب :)
۱۸ دی ۹۴، ۱۷:۱۹
پاسخ:
:)
من این حس را نسبت به انار دارم :)
۱۸ دی ۹۴، ۱۹:۰۵
پاسخ:
:)
قالب ادم را محو میکند

اجازه به خودنمایی نوشته ها نمی دهد
۱۸ دی ۹۴، ۲۳:۴۶
پاسخ:
روحی که این نگارگری داشت، باعث شده هر بار نگاهش می کنم، ذوق و شعَف شعله ور شود :)
شاید حُسن باشد برای این وبلاگ شاید هم نقص...
محمد حسین
یارب

زیبا و روان بود ....

آفرین ..لذت بردم ..

گیسوانت عطر سیب و دست من عطر ترنج
یوسف اصلا پیش آن حسن جمالت هیچ است 

فی امان الله
۲۴ دی ۹۴، ۲۰:۱۹
پاسخ:
ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی